بر اساس گزارش جديد سازمان بهداشت جهاني از وضعيت آلودگي شهرهاي جهان شهرهاي ايران ، هند و پاكستان در ميان آلوده ترين شهرهاي جهان و شهرهاي ايالات متحده و كانادا جزء پاك ترين شهرهاي جهان از نظر وضعيت آلودگي هوا قرار گرفتند. در اين گزارش كلان شهرهاي ايران جزء آلوده ترين شهرهاي جهان و شهر اهواز از نظر وجود ذرات معلق در هوا كه كوچك تر از 10 ميكرومتر هستند ، آلوده ترين شهر جهان شناخته شده است .
در اين گزارش كه بر مبناي اطلاعات آماري دولت ها بر اساس وضعيت وجود گرد و غبار و ذرات معلق كمتر از 10 ميكرو متر در آسمان شهرهاي بيش از 1100 شهر جهان تهيه شده ، شهر اهواز با ميانگين وجود 372 ميكرو گرم ذرات معلق كمتر از 10 ميكرومتر در هر متر مكعب از هوا در صدر آلوده ترين شهرهاي جهان قرار گرفته است.
در گزارش سازمان بهداشت جهاني دليل اصلي آلودگي هوا در اهواز 1 ميليون و سيصد هزار نفري ، استانداردهاي پايين خودروها و سوخت هاي مورد مصرف در آنها ، و آلودگي ناشي از كارخانجات صنعتي عنوان شده استکار صحیح کار ابراهیم (ع) است که خودش تنها کسی است که یک فکر آزاد دارد و تمام مردم را در زنجیر عقاید سخیف و تقلیدی که کوچکترین مایه ای از فکر ندارد، گرفتار می بیند. مردم به عنوان روز عید از شهر خارج می شوند و او بیماری را بهانه می کند و خارج نمی شود. بعد که شهر خلوت می شود وارد بتخانه بزرگ می شود، یک تبر بر می دارد، تمام بت ها را خرد می کند و بعد تبر را به گردن بت بزرگ می آویزد و می آید بیرون . . . . .
(کتاب پیرامون جمهوری اسلامی صفحه 101)
ترك حقوق و قطع صلـﮥ رحم و بي مروّتي و عدم انصاف و بدخواهيِ همديگر شغلشان است. ولي با اين وضع چون پنج نفري يك جا گرد آمدند مي گويند اي بابا، دنيا پنج روز است، بايد فكر آخرت نمود. اما همه دروغ مي گويند و فعلاً منكرند. آنچه از خيالشان نمي گذرد همان پرسش روز حساب است. خيرات مي كنند اما اطعام اغنيا مي كنند نه فقرا. اعمالشان همه از روي رياست. بي طمع و توقع به احدي سلام نمي دهند. اخلاق مردم چندان فاسد گشته كه اصلاح آن مشكل مي آيد مگر اينكه محض تسلي خودمان بگوييم «چنان نماند، چنين نيز هم نخواهد ماند.»
جنگ نرم چيست؟
درحد ظرفيت يك جمله، جنگ نرم عبارت از مجموعه اقدامات دشمن براي تسلط بر اعتقادات، اخلاقيات، رفتارها و به طور كلي اراده جامعه هدف است.
استراتژي مقابله با آن :
دو وجه اصلي دارد: دفاع و تهاجم. دفاع بهتنهايي كارساز نيست چراكه گفتهاند (و درست هم گفتهاند) كه بهترين دفاع، حمله است. در جنگ نرم، دفاع يعني مصونيتبخشي به جبهه خودي و تقويت مواضع خودي تا از تأثير تهاجم دشمن در امان بماند. مواضع خودي در اين جنگ، باورها، ايمانها و ارادههاي اهل حق است كه بايد آنقدر مستحكم و مقاوم باشد كه هيچ حمله و تهاجمي نتواند آن را در هم بشكند.
حمله به دشمن در جنگ نرم، يعني هجوم بيامان و مؤثر به مواضع او يعني باورها، رفتارها و ارادههاي استكباري و در يك كلمه تهاجم به فرهنگ مهاجم و سلطهطلب. توضيح بيشتر محتاج مجال وسيعتري است.
ديدباني يا رصد جنگ نرم :
قاعدتا برعهده همگان است چون در جنگ نرم، همگان، مخاطب و در معرض آسيب هستند اما از آنجا كه جنگ نرم اصولا و عمدتا جنبه فرهنگي دارد، به نظر ميرسد مهمترين رصدكنندگان، ديدبانان و هشداردهندگان بايد عناصر فرهنگي و رسانهاي باشند؛ كساني كه بهخوبي جنس جنگ نرم را بدانند و با ابزارها و روشهاي آن آشنا باشند.
جنگ نرم و تهاجم فرهنگي:
جنگ نرم وسيعتر از تهاجم فرهنگي است و تهاجم فرهنگي يكي از اضلاع آن است و البته مهمترين ضلع آن. روشها و ابزارها در جنگ نرم، نه روز به روز بلكه لحظه به لحظه در حال تغيير و نو شدن است. اقدامات دشمن در جنگ نرم به طور دائمي به سمت پيچيدهتر شدن، غيرمستقيمتر شدن و اثرگذاري بيشتر بر روان ناخودآگاه مخاطبان ميل ميكند لذا تبيين و توضيح و آگاهسازي آحاد جامعه نسبت به ابعاد جنگ نرم يك وظيفه فوري و دائمي است.
این روزا خیلی گله مندوناراحتم،ازهمه چیز وهمه کس،آره من گله دارم.از همه گله دارم... از مهجور ماندن زبان مادری ام گله دارم.از سرکوب کردن ملتم گله دارم.از دیدن آپارتایدی دیگرکه بر من وسایر قوميت ها روا می دارند گله دارم.از اینکه سعی در گم کردنه هویتم دارند دلم به درد می آید،از پارس زبان های به اصطلاح با فرهنگ ومتمدن گله دارم.دیگر تحملم تمام شده.دلم از همه چیز و همه کس رنجیده و پراست.دیگر حالم از هرچه فیلم وسریال ایرانیست به هم می خورد.فیلم هایی که درآن آقایانی به اصطلاح با سواد به راحتی به خود اجازه می دهند که طرزه حرف زدن ولهجه ی یک ملت را زیر سوال ببرند.این برایم خیلی جالب است البته جالب نه دردناک، که درهر فیلمی که این روزها میسازند وانگار برایشان مانند یک عادت شده همیشه یک شخص عرب زبان است که با لهجه ای آمیخته از عربی و فارسی حرف می زند وکارگردان و نویسنده به خودشان افتخار می کنند که توانسته اند ببیننده را بخندانند.
این امر ریشه در عقاید نژادپرستانه وعقده های نهفته درمغزه پوچِ این آقایانِ کارگردان داشته باشد.اما هرکی ندونه حداقل من بهترمی دونم که عربا چه زحمتایی برا این مملکت کشیدن،از ورزشکارامون گرفته تا شاعران و رزمند گان.
کلمه آریان در مفهوم نژاد و قوم اولین بار در رژیم نازی «به اهالی آلمان و غیره یهودیان» (نژاد برتر ژرمن) اطلاق شدو معلوم نیست که نازی ها این کلمه را از کجا و به چه اسنادی در این معنی آورده بودند. در هر حال ظا هرا برخی از باستان گرای خیال پرست وطنی که در اروپا تحصیل کرده بود ند ، این تفکر را به کشور «وارد» نموده و رفته رفته مقبول بعضی محافل خاص افتاد و در کنار روحیه ناسيوناليسمي افراطي رضا پهلوی ، زمینه سیاسی مساعد لازم را برای گسترش آن تهیه نمود نموده و رفته رفته مقبول بعضی محافل خاص افتاد.
طرفه آن کالای وارداتی تقلبی ، با مرگ و اضمحلال تولیید کننده آن (نازییسم) در اروپا تماما از رونق افتاد و از رده خارج شد . اما در بازار اندیشه ما هنوز جای دارد و روایی!!!
اما لفظ آریان در زبان هندویان ، در سنسکریت فعلی بمعنای «شریف و اصیل است. و لیکن در گذشته به معنای کسی که به خدای برهمان معتقد و متعبد بوده اطلاق میشده است» و در این کاربرد از هر گونه بار نژادی و مفهومی قومی خالی است معلوم نیست چگونه زبان شناسان «متخصص علوم وفلسفه هند» ما که »چهل واندی سال» در این زمینه استخوان خرد کرده ، قصد دارد به زور بار نژادی و ملی به این کلمه تحمیل نماید!!
نوشته ها و برجا مانده های چندانی در دست نداریم که پیشینه سیزده به در را در دسترسِ مان بگذارد
مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام «زگموگ» و در بابل با نام «آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده است.
از نظر آيت االه مكارم شيرازي سرچشمه سيزده بدر از نظر تاریخ بر می گردد به اصحاب الرس که در قرآن به آن اشاره شده است . ايشان مي نويسند:
«در حالات اصحاب الرس در تقاسیر اشاره شده و در یکی از شروح نهج البلاغه هم داستان مفصل آن آمده است
دوازده شهر یا آبادی بود که هر شهر و هر آبادی به نام یکی از ماه های سال خورشیدی بود . یکی اسمش فروردین بود ، یکی اردیبهشت ، یکی خرداد به ترتیب ؛ مذهبشان هم بت پرستی بود .
درختان صنوبر را پرستش می کردند . صنوبر منبع در آمد خوبی برای آنها بود . روز اول که می شد همه از تمام دوازده شهر یا روستا جمع می شدند توی شهر فروردین و مراسم جشنی داشتند . فردا می رفتند توی شهر اردیبهشت و مراسمی داشتند .
روز سوم می رفتند توی شهر یا آبادی که خرداد نام داشت تا به آبادی اسفند که می رسید دوازده شهر تمام می شد روز سیزده دسته جمعی از آبادی ها می رفتند به بیابان ها و مراسم سیزده و جشن و پایکوبی و آلودگی به انواع مفاسد را در آنجا برگزار می کردند .
بنابراین سیزده بدر یک سنتی بوده که از بت پرستان باقی مانده ، همانطوری که سنت مراسم شب چهارشنبه سوری هم که احترامی برای آتش قایل می شدند سنتی از آتش پرستان است .
نسبت دادن روز 13 بدر با روزی که ابراهیم خلیل الله بتها را شکستند صحت ندارد و خرافات محسوب میشود.»
در زمان حکومت صفویان فرهنگ اروپایی درايران به تدريج رخنه يافت. در این فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته اروپا، این خرافات عمیقا در دل بسیاری از اروپاییان وجود دارد که در مقایسه با خرافات شرقی، شمارگان آن ها کم نیست
مسيحيان غربي سیزده را به دلیل این كه یهودای خائن قصد لو دادن حضرت عیسی(ع) را داشت و سیزدهمین نفر از گروه حواریون بود، نحس میدانستند.
بررسی دیرینگیسیزده بدر درايران از روی منابع مکتوب، نشان مي دهد كه منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند، از همین رو پژوهشگران معتقدند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد.
به تازگی نامی دیگر بر سيزده بدر نهاده و آن را روز طبیعت نامیدهاند كه دقیقاً ترجمه روز ایلانوت یهودیان و تعطیل رسمی اسرائیل میباشد
خوب است در پايان بخشي از سخنان استادشهيد مطهری درسال 1349 درمورد سيزده بدر مرور كنيم:
«چرا خونهتو ول میکنی میری ... از خودت بیرون بیا از این رفتار زشت خودت بیرون بیا از این عادات زشتت بیرون بیا ، از این افکار زشت خودت خارج شو ! از این مرضات کثیف و پلیدی که به اون گرفتار هستی، از اون ها خارج شو! تا از نحوست بیای بیرون! سیزده چه گناهی دارد، خونهات چه گناهی دارد؟ زندگیت چه گناهی دارد؟ از سمنو چه کاری ساختهست؟! از سبزهگره زدن چهکاری ساختهست؟! به خدا ننگ این مردم است که روز سیزده را به عنوان سیزده به در میروند!»
یکی از آیـینهای کهن آریایی ها پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که آريايی ها به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند.یکی از صورتهای برجا مانده این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن "پنجشنبه آخر سال" است، به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند. رفتن به زیارتگاهها و "زیارت اهل قبور"، در پنجشنبه - و نیز، روز پـیش از نوروز و بامداد نخستین روز سال - رسمی عام است. در این روز، خانواده ها خوراک (پلو خورش)، نان، حلوا و خرما بر مزار نزدیکان می گذارند و بر مزار تازه گذشتگان شمع، یا چراغ روشن می کنند. در برخی از شهرها روز پیش از عید، خانواده های عزادار، از خویشان و نزدیکان با غذا و حلوا پذیرایی می کنند و در سر مزار جمع می شوند. و نیز رسم است که آريايي هادر موقع سال تحویل، به زیارت اماكن مقدس می روند.
پس از تحویل سال هم، ایرانیان به پاس احترام به مردگان و بازماندگان آنها، ابتدا به خانه کسی میروند که تازگی عزیزی را از دست داده است.
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش هخامنشي به بابل بازمیگردد همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا نامی از نوروز برده نشده است.
در همین حال نظر برخی مراجع عظام تقلید دیگر درباره چهارشنبه سوری و سیزده بدر با اعتقاد به نحسی 13 نیز ،بدین قرار است :
حضرت آیتالله سید علی خامنهای: چهارشنبه سوری و سیزده به در، مبنای عقلایی ندارد.
حضرت آیتالله فاضل لنکرانی: در فرض مزبور که دارای خطرات جانی و مالی است و موجب اذیت و آزار دیگران است و مخالف مقررات و قانون و نظم جامعه است جایز نیست.
حضرت آیتالله شیخ محمدتقی بهجت: این کارها مشروعیت ندارد.
حضرت آیتالله شیخ میرزا جواد تبریزی: هیچ یک از این امور، رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد تشویق به دنیا و غافل کردن از آخرت است و این که تصور میکنند این امور مردم را به حفظ وطن و عزت وا میدارد، تصوری باطل است. آنچه مردم را به عزت میرساند و به حفظ وطن وا میدارد ایمان است و بس.
حضرت آیتالله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی: اشکال دارد.
حضرت آیتالله سید علی سیستانی: اموری که به جامعه ضرر میزند و موجب ایذاء مردم است مانند استعمال ترقه و خرید و فروش آن جایز نیست.
حضرت آیتالله شیخ ناصر مکارم شیرازی: این کارها شایسته مسلمان نیست.
جام جم آنلاين: داستان بسيار ساده شروع شد. هنوز جوهر خبر كشف بقاياي ارتش كمبوجيه در شمال مصر در رسانهها خشك نشده است كه دبيركل ارشد هيات آثار باستاني مصر آن را بياساس خواند تا اين داستان شروع نشده به پايان برسد.
داستان با داستانسرايي برادران دوقلوي ايتاليايي شروع ميشود كه با نشان دادن چند جمجمه و چند سلاح برنزي در قسمتي از صحراي مصر قصد دارند به جهانيان بقبولانند كه آثار كشف شده بقاياي ارتش گمشده كمبوجيه پادشاه ايرانيان باستان است كه به يكباره در اين محل كشف شده است.
رسانههاي ايراني همه به تكاپو ميافتند و البته اما در اين ميان سازمان ميراث فرهنگي براي آن كه درجه حساسيت خود را نسبت به اين موضوع نشان دهد از آغاز مذاكره مصر براي بازگشت اين آثار باستاني خبر داد.
هيجان بر رفتارهاي همه رسانهايها و حتي غيررسانهايها سايه ميافكند تا رئيس سازمان ميراث فرهنگي به عنوان بالاترين مقام مسوول در زمينه ميراث فرهنگي ايران در نامهاي خطاب به رئيسجمهور پيشنهاد جلسهاي مشترك را با مسوولان وزارت امور خارجه، نماينده تامالاختيار كشور مصر و نماينده اين سازمان برگزار كند تا نكات و مسائل مرتبط با اين موضوع از نقطهنظر سياسي و ديپلماتيك بررسي شوند.
در اين نامه همچنين پيشنهاد انجام كاوش باستانشناسي در قالب يك گروه متخصص ارائه ميشود تا با بررسي علمي و تخصصي موضوع توسط پژوهشگران و باستانشناسان، نسبت به انعكاس توانمنديهاي فني و علمي ميهن اسلامي در سطح بينالمللي اقدام شود.
رئيسجمهور نيز در پاسخ ضمن اعلام موافقت خود، نامهاي خطاب به رئيس سازمان ميراث فرهنگي ارسال ميكند. در بخشي از اين نامه آمده بود: در موضوع كشف اخير لازم است، تلاش كافي در جهت بازبيني زوايا و وقايع تاريخي آن صورت پذيرد و اطلاعرساني مناسب به ملت ايران و عموم مردم علاقهمند جهان انجام شود. همچنين استفاده از ظرفيتهاي كارشناسي ملي در موضوع ميراث فرهنگي و بهرهگيري از كارشناسان جهاني و ظرفيتهاي ديپلماسي و بينالمللي مورد انتظار است.
«زاهي هواس» آب بر آتش ريخت
اما از ديگر سو تمام دنياي باستانشناسي ميداند كه «زاهي هواس» باستانشناس برجستهاي است. او اگر تمامي زواياي مختلف دنياي تمدن باستان مصر را كند واكاو نكرده باشد، قسمت اعظمي از كشفيات دوران فراعنه مصر مديون تلاش اوست. تا جايي كه در محافل غيررسمي از او به عنوان فرعون امروز مصر ياد ميكنند.
زاهي هواس كه اكنون دبيركل ارشد هيات آثار باستاني مصر است روز گذشته بدون توجه به هيچ حاشيهاي در رابطه با اين كشف به طور صريح در سايت رسمي خودش نوشت: «لازم است من مردم جهان را در زمينه اخباري كه بتازگي در روزنامهها، خبرگزاريها و شبكههاي تلويزيوني درباره برادران دوقلوي آنجلو (Angelo) و آلفردو (Alfredo) كاستيگليوني (Castiglioni) كه كشف بقاياي ارتش كمبوجيه، پادشاه ايراني را مطرح كردهاند، آگاه و در همين جا اعلام كنم كه اين اخبار بيپايه و اساس و گمراهكننده است.»
اين باستان شناس جهاني حتي پا را فراتر از اين هم گذاشت و در ادامه اين مطلب نوشت: اين دو برادر هيچ پروژه كاوش باستانشناسي را در محوطه تاريخي برنيك پانچريسوس (Berenike Panchrysos) در آبادي باهرين (Bahrin) در نزديكي آبادي سيوا (Siwa) نداشتهاند و پروژه كاوش در اين محوطه تاريخي از سال 2002 ميلادي توسط دكتر پائولو گالو (Paulo Gallo) از دانشگاه تورين آغاز شده است.
هواس براي آن كه اعتماد به نفسش را درباره اين موضوع در مطلب شديد اللحن خود به رخ خوانندگان بكشاند، اينگونه مطلبش را به پايان برد: برادران كاستيگليوني هيچ مجوز كاوش باستانشناسي از هيات آثار باستاني مصر نگرفتهاند. به همين دليل، هر آن چيزي را كه آنها ادعاي كشف آن را دارند، غيرقابل باور است.
دو باستانشناس ايتاليايي اكنون معلوم نيست در كجاي دنيا مشغول كشف رازهاي تاريخ هستند زيرا در يكي از سايتهاي معتبر بينالمللي در زمينه باستانشناسي، اين برادران دوقلو دلالاني خطاب شدهاند كه حتي چندي پيش ميخواستهاند شمشيري قلابي را نيز به يك توريست آمريكايي بفروشند.
حال با تمام اين اوصاف شايد نكته پنهان در كشف بقاياي ارتش كمبوجيه دوم، هيجانزدگي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اين زمينه باشد كه سايت خبري متعلق به اين سازمان اولين سايتي بود كه اين خبر را بدون تحقيق منتشر كرد و سپس براي آنكه به سربازان دروغين جان نيز بدهد پرونده مذاكره براي كاوش در منطقهاي باستاني كه شايد اصلا وجود ندارد را به روي ميز مذاكره با مصريها برد.
«هنگامی که گئوماتا را کشتم، مردی به نام آسینه پسر اوپدرمه در عیلام شورش کرد؛ سپس تمام عیلامیان شوریدند و به آسینه پیوستند، آسینه را گرفتند و به نزد من آوردند، من او را کشتم … یک مرد بابلی به نام ندین تبیره پسر آینایره در بابل شورش کرد. تمام بابلیان با ندین تبیره همدست شدند. من خود به بابل رفتم به خواست اورمزد، هم بابل و هم ندین تبیره را گرفتم و سپس ندین تبیره را در بابل کشتم … همان زمان که در بابل بودم این مردم علیه من شوریدند: پارس، عیلام، ماد، آشور، مصر، پارت، مرو، ستغیدیان، سکاییان… دستور دادم بروید و آنهایی که مرا نمیخواهند درهم بکوبید. فرورتی را دستگیر کردند و به سوی من آوردند. بینی، گوشها، زبان او را بریدم، یک چشماش را درآوردم و بر درگاه من بسته شد تا مردم و سپاهیان ببینند و آنگاه به مقعد او تیر فرو کردم و سرانجام در درون اکباتان به دارش زدم» (پییر لوکوک، کتیبههای، هخامنشی، ترجمه کتیبة بیستون، گزیدة مختصر شده)
قانون به سه نوع تبعیض اشاره دارد:
· تبعیض مستقیم– وقتی فردی بعلل نژادی مورد رفتار کمتر مساعدی (less favourable) قرار می گیرد. این هم شامل وضعیتی می شود که فردی به علت نژادش مورد رفتار کمتر مساعدی قرار گرفته و هم وضعیتی که فردی بخاطر نژاد فرد دیگری مورد چنین رفتاری قرار گرفته است. بعنوان مثال اگر فردی دستور کارفرمایش برای اینکه علیه فرد دیگری بعلت نژاد آن فرد تبعیض قائل شود را رعایت نکند و به این علت از کارش برکنار شود در آنصورت می تواند مدعی شود که علیه او تبعیض نژادی رخ داده است.
· تبعیض غیرمستقیم – وقتی که ضوابط و شرایطی بدون دلایل موجه اعمال می شوند که عواقب آنها برای برخی از گروه های نژادی وخیم تر از دیگر گروه های نژادی است. بعنوان مثال وقتی که برخوردار بودن از "زبان انگلیسی بعنوان زبان مادری" جزو شرایط کاری قرار داده شود این یک نوع تبعیض غیر مستقیم است زیرا برخی از گروهای نژادی که زبان انگلیسی زبان مادری آنها نیست ولی این زبان را با تسلط صحبت می کنند را از تقاضا برای چنین کاری محروم می کند.
· قربانی شدن –وقتی که فردی مورد رفتار کمتر مساعدی به این علت قرار می گیرد که علیه تبعیض نژادی شکایت کرده است و یا به همکاری کمک کرده است که چنین کاری را انجام دهد.
وی همان جا استاندار کرمان را از کار بر کنار نمود با اینکه از نزدیکانش بود و یکی از اتابکان ( ریش سفیدان )را برکار گمارد . گروهی نزد فرمانروا آمده و گفتند سردی مردم از کارمندان دون پایه است نه از حاکم رشید کرمان .
سلطان سنجر خندید و گفت : مردم آنقدر دانا هستند که می فهمند بدکرداری کارمندان برخواسته از پشتیبان آنهاست .
ازتاريخ بياموزيم ص ۱۸۴
پس از كشته شدن نادر شاه افشار ، عليقلي خان برادر زاده وي همان كسي كه توطئه گرانسربريده نادر را به ارمغان پيش او فرستادند، به سلطنت نشست و بر خود ،نام عادلشاه داد. درهمان اولين قدم ،شانزده نفر ازفرزندان و فرزندزادگان نادر كه كوچك ترين آن طفل شير خواره اي بود، ورضاقلي ميرزاي كور _فرزند نادر_ هم جزو آنان بود ، در قلعه كلات به قتل رساند. از ميان آنها شاهرخ 14 ساله فرزند رضاقلي ميرزا را زنده نگه داشت. او كه درهنگام سلطنت 24 ساله، زيبا وبسيار ورزيده وخوش اندام بود، خيلي زود موجبات خود را فراهم ساخت.
بالاخره برادرش ابراهيم خان برعليه او برخاست. در نبردي كه بين دو برادر رخ داد،عليقلي خان مغلوب ودستگير وسنت رايج در سلسله نادر ،يعني كور كردن درباره اش به اجرا درآمد. يك سال با زجر وخفت زنده ماند وسپس به دست زنان حرم،مادرانوزنان وخواهران قربانيان كلات پاره پاره شد.
كريم خان زند نوشته :پناهي سمناني ص 23-22
آشيان تهيدست مرا
مرغ دستان تو پر ميسازد
آه مگذار كه دستان من آن
اعتمادي كه به دستان تو دارد به فراموشيها بسپارد .
من چه ميگويم آه ...
با تو اكنون چه فراموشيها
با من اكنون چه نشستنها ، خاموشي است
تو مپندار كه خاموشي من
هست برهان فراموشي من
من اگر برخيزم
تو اگر برخيزي
همه برمي خيزند
مصدق

